X
تبلیغات
تحقیقات
تحقیقات دانشگاهی
 تفاوت های مدیریت در اسلام و غرب

چکیده

در این مقاله با طرح ضرورت توجه به مدیریت اسلامی الهام گرفته از قرآن کریم در حکومتی اسلامی، مفاهیم و تعاریفمدیریت اسلامی از دیدگاه برخی از صاحب‌نظران و نویسندگان مورد اشاره قرار گرفته است و سپس به وجوه کلی تفاوتهای مدیریت اسلامی و مدیریت غربی به صورت مختصر اشاره شده است. از دیدگاه نگارنده، مدیریت اسلامی در سطحی بالاتر از مدیریت غربی به مسایل مدیریت و محور آن (انسان) توجه دارد.چه اینکه مدیریت غربی بیشتر به روشها و فنون مدیریتی پرداخته است در حالیکه مدیریت اسلامی و قرآن ضمن توجه به این موارد، به انسان نیز توجه اکید و خاص داشته و کلیه فعالیتها و وظایف مدیریت را حول انسان طراحی می‌کند.

در پایان این مقاله موانع فراروی مدیریت اسلامی در ایران از جمله؛ سیطره نفوذ مدیریت غربی، عدم آشنایی عموم با قابلیتهای مدیریت اسلامی، نبود مفهوم مشخص از مدیریت اسلامی و اشارهودرنهایت راهکارهایی برای پیاده سازی مدیریت اسلامی در ایران ارائه گردیده است.

واژگان کلیدی: قرآن مدیریتمطالعهتطبیقیمدیریت اسلامی

مقدمه

بحث مدیریت اسلامی به عنوان یک علم از سوی برخی صاحبنظران مدیریت مورد تردید قرار گرفته است . بطوریکه برخی اطلاق واژه علم را برای مدیریت اسلامی نامناسب میدانند حتی برخی پا را فراتر می گذارند و عنوان می کنند که چیزی به نام مدیریت اسلامی وجود ندارد و تکنیک ها واصول مدیریت غربی تنها ابزار مورد استفاده سازمان و مدیران می باشد. حتی در یک جامعه اسلامی که داعیه حکومت اسلامی وجود دارد،مسئولین و مدیران جهت اداره امت و سازمانهای خود ناگزیر به استفاده از مکاتبات غربی مدیریت هستند .

در این مقاله قصد داریم بدون تعصب نگاهی تطبیقی به مدیریت غربی و مدیریت اسلامی داشته باشیم. در عین حال خوانندگان این مقاله متوجه خواهند شد که بسیاری از توصیه های مکاتب غربی در اسلام و به طور ویژه در قرآن و سیره نبی (ص) عنوان شده است.تایید برتری مدیریت اسلامی نسبت به مدیریت غربی، انسانی بودن سازمان درمدیریت اسلامی به جای سازمانی بودن انسان مشخصه این مقاله است. شاید این مقاله تلنگری باشد برای متعهدین و متخصصین مدیریت تا نسبت به صورت بندی مدیریت اسلامی اقدام نمایند.

مفهوم مدیریت

مدیریت به شکلهای مختلف و متفاوت در طول تاریخ و جود داشته و به صور گوناگون، زمینه پایداری و دوام و قوام تمدنها و حکومتها را فراهم ساخته است. با پیشرفت علم و افزایش آگاهی بشر در استفاده از امکانات و تواناییهای خود، تأثیر مدیریت در پیشرفت بشر نیز فزونییافت و همراه با آن، نظریه‌های مختلف و متفاوتی که از منظرهای گونا‌گون به انسان نگاه می‌کردند نیز ارایه گردید. به نظر این جانب، وجه مشترک تمامی این نظریه‌ها، هدف‌گرا بودن و توجه به نتیجه کار است و در این راستا، انسان نیز گاه همسنگ ابزار مورد توجه قرا گرفته و گاه به آن در سطوح بالاتر توجه شده است.

می دانیم که به تعداد اندیشمندان مدیریت , ازاین مفهوم تعریف داریم .استعاره “مدیریت” جنگلی است از تئوریها بیانگر همین نکته است. مثلا ال دفت مدیریت را فرایند به کارگیری موثر و کارآمد از منابع مادی و انسانی به منظور نیل به اهداف تعریف کرده .

سایمون مدیریت را فرایند تصمیم گیری می داند و پیتردراکر هم مدیریت را توانایی کار کردن به وسیله و با دیگران می داند.

مدیریت اسلامی چیست؟

نویسندگان و صاحب نظرانی که در قلمرو مدیریت اسلامی و دیدگاه‌‌های اسلام درمورد مدیریت قلم زده‌اند هر یک به فراخور برداشت و ذهنیتهای خود از اسلام،قرآن کریم، مبانی اخلاقی و سیره پیامبر (ص) و معصومین (ع) به طور مستقیم و یا غیرمستقیم تعاریف و یا توضیحاتی را ارایه داده‌اند که نوعی مفهوم مدیریت اسلامی از آن استیفاد می‌شود. با توجه به این که دامنه این برداشتها و تعاریف ( که بیشتر بر محور ارزشها و مبانی اخلاقی مکتب اسلام و سیره پیشوایان دین قرار داشته‌اند) گسترده و از نظر نوع نگاه نیز متنوع است به چند تعریف از تعاریف ارایه شده در مورد مدیریت اشاره می‌شود، لازم است اشاره شود که اسلام هم مدیریت را به شکل عام با رهبری و هدایت مترادف دانسته است . (جاسبی ,۱۳۷۸ ,ص۵)

حمیدی‌زاده معتقد است که نظام مدیریت در تفکر اسلامی از اصول اعتقاد آن سرچشمه می‌گیرد و بنابراین، مدیریت بر یک مجموعه‌ انسانی و در یک سازمان در راستای مدیریت جهان خلقت است و با این ویژگی‌، وی مدیریت را به عنوان یک بینش مطرح می‌کند ومدیر نیز عضوی از اعضای آفرینش است که باید همراه و هماهنگ با ضوابط و قوانین کلی آن باشد زیرا تشکیلاتی که به وی سپرده شده، هدفش در جهت نظم کلی جهان و برای پیشبرد فعالیتهای بشری به منظور دستیابی به سطوح آرمانی است ( فصلنامه مطالعات مدیریت، شماره ۲۰، ص۲).(عسگریان،۱۳۷۰، ص ۵۲)

نبوی، مدیریت اسلامی را این چنین تعریف کرده است:

مدیریت «هنر وعلم به کارگیری صحیح افراد و امکانات درجهت وصول اهداف سازمانی است، به نحوی که با موازیع شرع مغایرت نداشته باشد» (نبوی۱۳۸۰، ص ۳۳) مشرف جوادی،۱۳۷۸، ص ۳)

وجوه کلی تفاوت مدیریت اسلامی و غیر اسلامی (غربی)

شاید نتوان مرز بندی میان مدیریت اسلامی و مدیریت غیر اسلامی به آسانی ایجاد کرد چرا که اسلام برای علم مرز و حد ی قائل نشده است . توصیه پیامبر اکرم (ص) مبنی بر زگهواره تا گور دانش بجوی ولو در چین باشد، دلیلی برای این مدعاست.

البته مروری کوتاه بر تعریفهای ارایه شده در مورد مدیریت اسلامی نشان می‌دهد که نویسندگان، برداشتهای متفاوت و در عین حال هم جهتی را در مورد آن داشته‌اند. ولی همین برداشتها نیز محدوده‌ای از مدیریت اسلامی را به دست می‌دهد. در واقع به نظر می‌رسد مدیریت اسلامی بر مبنای ارزشهای الهی اسلام ، زمینه های تعالی انسان را فراهم می‌آورد. این امر چه در سطح جامعه و چه در سطح سازمان مصداق دارد، در عین حال ذکر این نکته نیز ضروری است که این امر مغایرتی با به‌کارگیری اصولی که در مدیریت از نظر صاحب نظران غربی مورد قرار گرفته است، ندارد.

مدیریت از دیدگاه صاحب نظران غربی، در واقع به کار بردن مجموعه‌ای از تکنیکها و روشهای ابزاری است تا مدیر و سازمان ( در سطح بالاتر، جامعه) را به اهداف تعیین شده برساند. این امر فی نفسه چندان بد و مذموم نیست. در واقع هنگامی که بحث حفظ ‌شان و مرتبت انسانها در سازمان و جامعه مطرح می‌شود و تعالی انسانها و رشد آنها در مسیر الهی در اولویت اول قرار می‌گیرد و سازمان اسلامی و انسانی جای انسان سازمانی را می‌گیرد، وجوه تفاوت دو دیدگاه به صورت عمده پدیدارمی گردد( کیا،۱۳۷۷، ص ۱۲۵)

مقایسه این دو رویکرد به نظر این جانب، نشان دهنده جایگاه برتر و متکاملتر مدیریت اسلامی است که جدا از مقوله هدف، به چگونگی نیل به آن و نیز تعالی انسانها نظر دارد

مروری بر تحقیقهای انجام شده در خصوص مدیریت و رهبری در جوامع غربی نشان می‌دهد که رویکردهای جدید رهبری و مدیریت غربی توجه به ارزشهای انسانی و اخلاقیرا عاملی اثر بخش جهت نیل به اهداف پیدا کرده اند . مواردی مانند صداقت ، تعهد، وفاداری، تواضع، عدالت که در دیدگاه اسلام مبانی اساسی در روابط رهبران و پیروان ( در هر سطح) به شمار رفته و از بدو ظهور اسلام، به وسیله پیامبر (ص) و سپس ائمه معصومین (ع) مورد توجه اکید قرار گرفته به تازگی مورد توجه صاحب نظران علوم مدیریت در غرب قرار گرفته‌اند. به عبارت دیگر، مدیریت غربی در حال نزدیک شدن به رویکرد اسلامی مدیریت است.

رابطه دین و مدیریت

دین در قاموس و فرهنگ الهی عبارت است از مجموعه قوانینی که از سوی خدا توسط انبیای الهی برای هدایت بشر ارسال می شود.قرآن کریم کاملترین قوانین را برای بشر هدیه کرده است.

سیاست در تعریف هم اگر به معنای مدیریت گرفته شود , توجیه و تنظیم زندگی اجتماعی عمر انسان در مسیر حیات معقول که هدفش حرمت دادن به انسان است برداشت می شود.

می توان تفکیک ناپذیری دین و مدیریت را مبرهن دانست . به طوریکه در اسلام دین و مدیریت را لازم و ملزوم یکدیگر می دانند. این پیوستگی به چند دلیل قابل بررسی است :

۱)ارتباط ذاتی: گفتیم دین عبارت است از مجموعه قوانین در دستوراتی که توسط پیامبران الهی جهت اداره افراد و اجتماع بیان شده در مدیریت و سیاست اسلامی نیز گفته می شود که هدایت جامعه بر مبنای قوانین الهی است. پس در اندیشه اسلام هر مدیریلازم است در چاچوب برنامه مشخص ( آن رادین بنامید ) حرکت کند پس مدیریت از دینداری جدانیست . ( عزتی ، ابوالفضل ، ۱۳۸۳ ،ص۳۰)

۲)محتوا و پیام وحی : قرآن و رهبران معصوم ضمن شرح مبانی اندیشه های مدیریتی و حکومتی ، اعتقاد و عمل به این مبانی را تاکید کرده اند . به طوریکه در تفکر اسلامی ، تفکیک اندیشه و عمل ممکن نیست(سید جلال مدنی ، ۱۳۷۴ ، ص ۲۰۹ ) ( ابراهیم العسل ،۱۳۸۷ ، ص ۱۰۷)

۳)سیره عملی و پیامبر و امامان معصوم ( ع ) :به گواه تاریخ ، پیامبر اسلام ( ص ) نخستین پایه گذار حکومت و مدیریت اسلامی است و به اداره امت پرداخت و سران سایر کشورها را به دین اسلام دعوت نمود که همه این اقدامات دال بر تفکیک ناپذیری دین از مدیریت است . همچنین طه حسین مصری در مورد امیر المومنین ( ع ) می گوید ، علی در مراقبت بر کارگزاران خویش هوشیار بوده و برای هر کدام آنها روش کاری می نوشت وقتی مردم آن پیمان را می شنیدند می پذیرفتند . روش های کار برگرفته از دین بود .( طه حسین ، ترجمه احمد آرام ، ص ۱۴۳)

در ادامه مهمترین مباحث سازمان و مدیریت را دردو شکل غربی و اسلامی مطرح می کنیم .

برنامه ریزی در اسلام

دین اسلام برای تمامی ابعاد زندگی بشر از بدو تولد تا پایان عمر برنامه دارد : آئین ازدواج ، مدتی که کودک بایستی از شیر مادر تغذیه کند ، شرایط بلوغ ، عبادات ، مسائل سیاسی ،و حتی عالم بعد از مرگ را پیش بینی کرده است .

سازماندهی در اسلام

حضرت علی ( ع ) پس از قبول رهبری مسلمین به بازسازی نظام سازمانی کشور پرداخت و عناصری که بدون صلاحیت برخی سیستم ها را اشغال نموده بودند را پاک سازی نمود و در تدوین منشور و قانون اساسی حکومت بهترین الگو را ارائه نمود . قشرهای موجود را به هفت گروه نظامیان ، دبیران ، قضات ، کارگزاران ، مالیات دهندگان ، بازرگانان ، صنعتگران و محرومان تقسیم بندی کرد . و برای هر طبقه ای حقوق و تکالیفی خاص معین کرد . ( کریمی و بابا پور ، ۱۳۸۷ ،ص ۴۴)

هماهنگی در اسلام

درمکتب سیستمی مدیریت بحث تعامل و هماهنگی بین اجزاء مورد تاکید است.هماهنگی فراتر از کلیه وظایف مدیریتی است.زیرا بدون هماهنگی و برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت و کنترل مقدور نیست . ( فیضی ، ۱۳۸۶ ، ص ۲۲۱)

استونر هماهنگی را فرآیند تلفیق فعالیت های واحدهای مجزا از یکدیگر برای پیگیری کارآمد تحقق هدفهای سازمانی می داند . (Stoner &others (1995) , page 320)

بحث هماهنگی هم در قرآن کریم در سوره آل عمران / ۱۹۰ به زیبایی به تصویر کشیده شده است.

آفرینش شب و روز ، آسمان ها و هرچه در آن است بیهوده نیافریدیم و هر چیز را در جای خودش قرار داده ایم

نظارت در اسلام

نظارت را می توان به عنوان فرآیندی برای پیگیری فعالیت ها جهت اطمینان از مطابقت آنها با برنامه ها دانست و آگاهی از آنچه کارکنان انجام می دهند .این وظیفه را مدیریت بر عهده دارد . (Robbins, (1994) , page 571

لازم به ذکر است که تمام ادیان الهی برای کنترل رفتار انسان توجه انسان ها را به عالم غیب معطوف داشته اند که رفتار انسانها از سوی عالم غیب کنترل می شود .”خدا اسرار غیب زمین و آسمان را می داند و به آنچه شما بندگان انجام می دهید آگاه است

بدیهی است وقتی انسان بداند که تدبیر خلق به دست خداست مسلما در رفتار خود احتیاط بیشتری خواهد کرد .در قرآن این مهم در چندین آیه مورد توجه است.از جمله “سخنی جاری نمی شود مگر آنکه رقیب و عتید آن را می نویسند” (سوره ق آیه۱۸)

تصمیم گیری و مشارکت

تصمیم گیرییکی از مهمترین وظایف مدیریت به شمار می آید تا جائیکه سایمون آن را مترادف مدیریت می داند و مدیریت غربی نسبت به تشکیل ستادهای مشورتی مختلف جهت اخذ تصمیم گیری های عقلایی شکل می گیرد . اهمیت مشارکت و مشاوره در تصمیم گیری در مکتب غربی مدیریت اثبات شده است به گونه ای که مشاوره و مشارکت راسبب بهبود انگیزه کارکنان واخذ تصمیمات بهتر می دانند .یعنی کیفیت تصمیمات گروهی را نسبت به تصمیمات فردی تائیدمی کنند . این مهم نیز در قرآن در ۱۴ قرن قبل آمده است “و در امور مشورت نما ،آنچه تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام ده” (سوره آل عمران آیه۱۵۹) و پیامبر هم مسلمانان را به این امر توصیه نموده است که در کارها مشورت کنید .

اسلام و مدیریت منابع انسانی

وجود تعابیری مانند مبشر و منذر ، مومن و کافر و بهشت و جهنم دلیل بر وجود تمایز افراد و صفات و تلاش و کار یا عدم آن می باشد .

در مدیریت اسلامی باید مدیران دارای روحیه تشویق و تنبیه باشند تا به وسیله آن کارهای افراد پر تلاش ارج و منزلت پیدا کرده و جلوی نابسامانی ها گرفته شود .

قرآن نیز در سوره زلزله آیه۷و۸ می فرماید:

پس هر کس به اندازه ای نیک کند آن را می بیند و هرکس به اندازه ذره ای کار زشت مرتکب شود می بیند .

و همین طور علی ( ع )می فرماید: بدکار را به پاداش نیکوکار رنجه دار (نهج البلاغه فیض الاسلام : حکمت ۱۶۸ ، ص ۱۷۰)

این در حالی است که با انقلاب مدیریت علمی تیلور در قرن ۱۹ ، شاهد مطرح شدن سیستم دستمزد و تشویق بودیم که پاداش را مستحق کسانی می دانست که خوب عمل کرده اند و اگر کسی در سیستم مقاطعه کاری از استاندارد کمتر تولید می کرد تنبیه می شد .

تیلور معتقد بود این موضوع سبب می شود که عملکرد بهبود یابد و کسانی که خوب کار می کردند انگیزه خود را حفظ کنند و کسانی که عملکرد ضعیف تری داشتند نسبت به عملکرد خود تحریک شوند . ( آون هیوز ، ۱۳۸۶،ص۴۹)

همچنین در تئوری انگیزش برابری جی . استیسی آدامز شرط عدالت را به عنوان یک عامل انگیزش مطرح می کند و آدامز معتقد است باید در برخورد با کارکنان عملکرد را مد نظر قرار دهند و بین کارکنان ضعیف و خوب تفاوت قائل شد و پاداش یا تنبیه را به نسبت عملکرد عادلانه توزیعکرد ( رابینز،۱۳۸۵ ،ص۳۵۰)

لازم به ذکر است که یکی از مهمترین شیوه های اعطای پاداش یا اعمال تنبیه شیوه های ارشادی با گفتار و کردار است . قرآن در آیه۴۴ سوره طه خطاب به موسی و هارون در مقابل فرعون می گوید : “با او به نرمی سخن بگویید شاید متذکرشود و بترسد .”

مدیریت علمی تیلور به این جهت مورد انتقاد قرار گرفت که به انسان توجه نکرد و کرامت انسان را به حد کافی درک نکرد انسان را هم ردیف سایر منابع سازمانی مثل ماشین آلات ،سرمایه ، مواد اولیه قرار داد . در حالیکه مکاتب مدیریت پس از آن به جهت توجه به انسان بیشتر مورد پذیرش قرار گرفتند(سعادت،اسفندیار،۱۳۸۴،ص ۲۲۱) در حالیکه در قرآن در سوره تین آیه۴ عنوان می کند که ما انسان را در زیباترین صورت وجود آفریدیم.

ویا در حدیث قدسی آمده است همه موجودات عالم آفرینش در خدمت انسان و برای او آفریده شده اند.

به راستی در کدام مکتب یا نهضت اینقدر قدر و منزلت و شان و کرامت انسان مورد توجه قرار گرفته است ؟ حتی مکتب روابط انسانی هم که مدعی ارج نهادن به انسان و علایق اوست تمام تحقیقات خود را بر این پایه استوار نمود که دریابد چه راه و روشی می تواند تضاد میان کلاسیک ها را جهت بهره برداری از انسان و ماشین از بین ببرد و از وجود انسان به نفع مقاصد سازمانی استفاده بهتری به عمل آورد .

در حالیکه اسلام انسان را به عنوان والاترین سرمایه که برخوردار از استعدادهای سرشار است مورد توجه قرار داده است.

یک از موضوعات مهم در مدیریت منابع انسانی بحث انتخاب و انتصاب کارکنان است .ازجمله قانون پندلتون که در سال ۱۸۵۶ به عنوان قانون خدمات کشوری وضع شد ودر زمان خود یک انقلاب محسوب می شد تا کمی از فساد و سوء استفاده های سیستم تاراج را از بین ببرد در نامه علی (ع)به مالک اشتر دیده شده است . مهم ترین اصول قانون پندلتون عبارتند از :

۱برگزاری آزمون ورودی برای داوطلبان مشاغل

۲انتخاب بهترین افراد ( کسانی که بالاترین نمره ا اخذ کنند)

۳آموزش آنان قبل از انتصاب دائمی ( عدم انتصاب های حمایتی و رابطه ای)

اگر فراز ۴۳ نامه علی ( ع ) به مالک اشتر را مرور کنیم این نکات که انقلابی در اداره امور دولتی محسوب می شود را ایشان در ۱۴ قرن قبل عنوان نموده است .

آنگاه در امور کارگزارانت دقت کن و آنان را پس از آزمودن به کار گمارد ، هرگز آنان را خودسرانه و از روی ترحم برمگزین ، که این دو کار نوعی ستم و خیانت به جامعه است و از میان آنان افرادی را انتخاب کن که با تجربه تر و از خانواده های صالح در اسلام هستند و به عاقبت کار ها بیشتر می اندیشند . ( بافنده ایماندوست ،۱۳۸۷ ، ص۴۶)

دیدگاه و تفکر سیستمی آخرین بحثی است که در قالب قیاس مطرح می کنیم :

مکتب سیستمی در مجموع مباحث مدیریت قدمت طولانی ندارد . هرچند در دیدگاه های افرادی مانند مولوی ، هگل ، لایپ نیتز و ارسطو و افلاطون هم اشاراتی به دیدگاه سیستمی شده است اما در قرن بیستم لودویک فون برتالانفی اتریشی دیدگاه سیستمی را صورت بندی کرد . این تفکر حاکم بر مجموع تئوری های مدیریت و سازمان شده است .

یکی از تقسیم بندی های سیستم ها ، سیستم های باز و بسته است . سیستمهایی هستند که تعامل با محیط را به عنوان عامل حیات تعریف کرده اند وخصوصیاتی بر آنها مترتب است .( شمس السادات زاهدی ،۱۳۸۴،ص۹)

ذکر این خصوصیات در قالب قیاس نشان می دهد که اسلام و قرآن به لحاظ غنی و محتوی هیچ گاه کهنه نگردیده و حتی از همه دیدگاه های مطرح شده در قرون حاضر پیشگام تر بوده است .

ویژگیهای سیستمهای بازو مقایسه با اسلام

۱هدف داشتن سیستم های باز:همه سیستم ها دارای هدفی هستند که فلسفه وجودی آنهاست .(صرافی زاده،علی پناهی،۱۳۸۲،ص۱۲)

سوره دخان آیه۳۸ “آسمان ها و زمین و آنچه بین آنهاست را بازیچه خلق نکردیم .”

۲همپایانی:منظور این است که راههای رسیدن به هدف می تواند متعدد باشد اما همه به یک هدف ختم می شوند .(رابینز،استیفن،۱۳۸۳،ص۳۶)

از خدائیم و به سوی خدا می رویم. (بقره /۱۵۶) به عبارتی همه موجودات سرانجام به یک نقطه رجوع خواهند کرد و وجود خدا هدف است .

۳همبستگی بین اجزاء و تاثیر گذاری اجزاء بر روییکدیگر :یعنی تعامل بین اجزاء و ارتباط بین آنها پذیرفته شده است . در یک سیستم اگر یک عضو ناقص شود یا به خوبی عمل نکند مابقی اجزاء متاثر می گردند و به خوبی عمل نمی کنند.(چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار )مصداق همین ادعا است .

قرآن هم به خوبی این مهم را متجلی ساخته است . سوره رعد آیه۱۰

خداوند سرنوشت ملتی را تغییر نخواهد داد مگر آنکه افراد خودشان تغییر کنند .

۴- انتروپی مثبت : همه سیستم ها به طور طبیعی تمایل به بی نظمی دارند و این بی نظمی سبب مرگ سیستم می شود به عبارتی همه سیستم ها روزی از بین خواهند رفت و چرخه عمر سازمان ، محصول یا انسان به مرحله مرگ و افول وارد خواهد شد .روایت هو الباقی که برگرفته از سوره الرحمن آیه ۲۶ می باشد مصداق همین ویژگی است .

هرکسی و هر چیزی دستخوش مرگ و فناست .

موانع فراروی مدیریت اسلامی در جامعه

گفتیم که جوامع مسلمان به داشتن نوعی از مدیریت نیازمند هستند که با ارزشها، آرمانها، اعتقادات، مبانی دینی و اخلاقی آنها سنخیت و پیوستگی داشته باشند. با توجه به این که مدیریت اسلامی، در واقع رویکردی نو و تازه از مدیریت در جامعه است. به نظر می‌رسد مانند هر پدیده نو و تازه در جامعه برای رواج یافتن با موانعی رو در رو باشد. از جمله این موانع می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- سیطره و نفوذ رویکرد غربی در جامعه، خود باختگی دانشمندان، دانشجویان در برابر رویکرد مدیریت غربی در حدی که به رویکرد اسلامی مدیریت اجازه نشو نما نمی‌دهد.

با توجه به این که نظریه‌های مربوط به مدیریت با تلاشهای تیلور و متقدمان پس از وی در جوامع غربی به صورت مدون ارایه گردیده و در هر تلاش جدید شاخ و برگ بیشترییافت، به نظر می‌رسد صاحب‌نظران و اندیشمندان کشورهای در حال توسعه تحت سیطره و نفوذ این امر قرار گرفته‌اند. هر چند ذکر این نکته نیز ضروری است که اصولا نظریه‌هایجدید ارایه شده در خصوص مدیریت، در جوامع غرب همواره محمل اجرایی بیشترییافته و در سازمانهای غربی مورد آزمون تجربی قرار می‌گرفته است. این امر همواره موجب پیشتازی و سبقت جوامع غربی و سازمانهای آنها بوده است و در هر حال در پیشرفت نظریه‌های مدیریت مهمترین سهم را از آنها کرده است.

این امر موجب شده است که در جوامع جهان سوم و از جمله ایران نیز در برابر نظریه‌های مدیریت ( که عمدتا از غرب برخاسته‌اند، ولی ریشه جهانی و فرامنطقه‌ای دارند)، نوعی شیفتگی و خود باختگی به وجود آمده و حتی دامن زده شود، این امر محدودیت زیادی را برای نظریه‌های جدید و رویکردهای مدیریتی ازجمله مدیریت اسلامی ایجاد کرده است.

۲- عدم آشنایی مدیران با قابلیتهای مدیریت اسلامی و بی‌اعتقادی به کاربردی کردن آن

در واقع بر مبنای این برداشت غلط که، مدیریت اسلامی تنها در بر دارنده توصیه‌هایی اخلاقی است که معلوم نیست تا چه حد می‌توان آنها را به کار بست و یا این که تنها با به کار بستن این توصیه‌ها توسط یکیا چند نفر، زمینه گسترش و توسعه مدیریت اسلامی فراهم نمی‌شود.در مقابل مدیریت غربی کاربردی است و دارای راه حلهای کاربردی برای مدیریت سازمانها در شرایط و وضعیتهای مختلف است.

۳- عدم ایجاد تمایز میان تکنیکهای مدیریتی و رویکردهای انسانی در مدیریت (مدیریت غربی تکنیکهای مدیریتی است که قابلیت اجرا در مدیریت اسلامی را نیز دارد)

،برخی از فنون و تکنیکهای مدیریت می‌تواند در هر دو رویکرد اسلامی و غربی مدیریت مشترک باشد.این امر، از دید صاحب نظران رویکرد اسلامی مدیریت مغفول مانده است. در واقع مدیریت اسلامی نیز به شیوه‌های مختلف و متفاوت مدیریت نیازمند است. در این میان، آنچه موجب تفاوت ماهیت این دو رویکرد می‌شود، هدف از مدیریت و چگونگی استفاده از ابزارهای مدیریتی و نیت از مدیریت است. در واقع در مدیریت اسلامی، هدف از مدیریت رشد و اعتلای انسانها ( و سپس سازمان) و بالندگی انسانها در مسیر الی ااستومدیر در این میان نقش رهبر و مراد و معشوق را بر عهده دارد که به یمن ارادت ناشی از ایمان، عشق و شیفتگی کارکنان و پیروان و مدیریت بر قلب، (دلشاد تهرانی،۱۳۷۲، ب) قادر به استفاده از قابلیتهای نهفته در وجود کارکنان است. نقطه اصلی تفاوت میان این دو رویکرد نیز در همین است.

۴- نبود تعریف ومعیار و محدوده مشخصی از مدیریت اسلامی

مشکل و مانع دیگر در رویکرد اسلامی مدیریت، محدودیت شدید مطالعات مبتنی بر شیوه‌های بررسی علمی در حوزه مدیریت اسلامی، خاصه مدیریت در سازمانها است. اسلام به اقتضای داعیه اصلی خود در ایجاد حکومت، مدیریت را درسطح جامعه مورد توجه قرار داده است و در این میان جای بررسیهایی که سطح مدیریت را تا حد سازمان کشانده و از دیدگاه سازمانی به این مقوله توجه کنند، کاملا خالی است.

از دیگر دلایل،نبود زمینه‌های فعالیت مؤثر بخش خصوصی در کشور است. در کشورهای غربی، بخش خصوصی و تحقیقهای آنها درمورد نظریه‌های جدید مدیریت و کاربردی کردن آن سهم تعیین کننده‌ای در پیشبرد این بخش از دانش دارد، در حالی که در کشور ما بخش خصوصی با مسایل اولیه و خاص دست به گریبان است و این امر اجازه توجه به پژوهش و تحقیق در این زمینه و کاربردی کردن آن را نمی‌دهد. (دانایی،عرفانیان خان زاده،۱۳۸۸،ص۱۶)

۵- وجود ابهام در معنا و مفهوم مدیریت اسلامی

یکی دیگر از موانع موجود در فراروی مدیریت اسلامی، وجود ابهام در معنا و برداشت از آن است که منجر به این برداشت می‌شود که مدیریت اسلامی ملازم با نوعی توصیه‌های اخلاقی است و از طریق توصیه نیز نمی‌توان سازمانها و یا کشور را اداره کرد.

به نظر می‌رسد تقدسی که در واژه اسلامی وجود دارد نیز موجب می‌شود تا محققینی که اطلاعات و دانش خود را در اسلام اندک وضعیف می‌بینند، از بیم انتقادهایی که احتمالا از آنها به عمل خواهد آمد، از پرداختن به مدیریت اسلامی احتراز و پرهیز نمایند. چه این گمان در اذهان وجود دارد که پرداختن به هر آنچه که «اسلامی» است تنها در صلاحیت حاملان دین و روحانیون است و سایرین را بدان ورطه‌ راهی نیست و این امر موجب شده است که صاحب نظران علوم مدیریت از باب «احتیاط» کنکاش در زمینه مدیریت اسلامی را به «اهل» آن واگذارند و وارد آن نشوند.

۶- بی‌توجهی به انجام تحقیقات متفاوت درخصوص مدیریت اسلامی

از مهمترین فعالیتهایی که می‌تواند موجب رونق و شکوفایی علوم مختلف شود، انجام تحقیقها و پژوهشهای متفاوت و مکرر، مورد آزمون و نقد قراردادن آنها و اجرای آنها در عمل و رفع نوافق و ضعفهای آنها است. این امر در بسیاری از علوم غربی که به تجربه و آزمون نیاز دارند انجام شده و در عمل موجب پیشبرد آن و شکوفایی بیشتر آن شده است، در حالی که در زمینه مدیریت اسلامی در سطوح سازمانی، تحقیق و پژوهش به ندرت صورت گرفته است.

راهکارهای برون رفت از موانع و مشکلات فرا روی مدیریت اسلامی

۱- اصلاح رابطه خود و خدا

از مهمترین هدفهای مدیریت اسلامی،ایجاد محیط و بستر لازم برای رشد و تکامل نیروهای سازمان است و این کار بدون توجه به رسالت مدیر در جامعه اسلامی که همانا رهبری و ایجاد رابطه مرید و مرداد با پیروان و کارکنان است، امکانپذیر نیست.در این میان مدیران باید با افزایش ظرفیتهایی که خداوند در وجود آنها به ودیعه گذارده است، زمینه توجه به معرفت نفس، خودسازی و افزایش و بالنده کردن خصلتهای متعالی را در خویش گسترده‌تر ساخته و از این طریق رابطه خود و خدا را اصلاح کرده و بهبود بخشند و سپس با بهره‌گیری از فنون مدیریتی متناسب با موقعیت، امکان ایجاد محیطهای مناسب‌تر را برای همکاران خود فراهم می‌کنند. ( زندیه،۱۳۷۵ ،شماره ۳۳ و۳۴)

۲- خودباوری

جامعه ما، مانند بسیاری از جوامع در حال توسعه در زمینه‌های زیادی نیاز به خود باوری دارد. رهایی از باور ناتوانی و رسیدن به خود باوری در هر زمینه نیاز به پیشگامانی شجاع و عالم به آن موضوع دارد. در زمینه مدیریت نیز این امر صادق است و با تلاش دانشگاهیان و متخصصین و نیز آشنایان به علوم اسلامی که در مدیریت نیز دستی دارند محقق می شود.آنچه که هست این است که زمینه‌های نظری موضوع مدیریت اسلامی در سطح کلان جامعه به صورت بسیار غنی وجود دارد و باید جهت پیاده سازی آن در سطوح سازمانی تلاش کرده و نتایج این تلاشها به منظور آشنایی صاحب‌نظران به محافل علمی و دانشگاهی عرضه شود.

۳- انجام و ارایه تحقیقهای بیشتر در خصوص مدیریت اسلامی در سطح سازمان

با توجه به نقش تعیین کننده تحقیق و پژوهش در همه زمینه‌های علمی، مدیریت اسلامی نیز برای شکوفایی و پیشرفت نیاز به حضور و پشتکار محققین و صاحب‌نظران دارد. این تحقیقها باید در سطوح سازمان انجام شده و سپس به محک آزمون و تجربه گذاشته شود. انتشار تحقیقهای انجام شده و نتایج آنها می‌تواند آشنایی بیشتر عموم و دانش‌پژوهان و صاحب‌نظران مدیریت را به توانایی و قابلیتهای مدیریت اسلامی در افزایش بهره‌وری، اثربخشی، رضایت شغلی و. موجبشود .

۴- توجه به این که مدیریت غربی نیز می‌تواند در سطوح پایینتر مدیریت اسلامی مورد استفاده قرار گیرد

به این نکته اشاره شد که مدیریت اسلامی در به کارگیری تکنیکها می‌تواند از مدیریت غربی استفاده نماید، ولی خود دارای ویژگیها و زمینه‌هایی است که مدیریت غربی (حداقل) تاکنون فاقد آن است و لذا، مدیریت غربی در سطحی پایینتر از مدیریت اسلامی قرار دارد. در واقع در بسیاری از موارد، مدیریت اسلامی و مدیریت غربی در تقابل و ضدیت با هم نیستند و این نکته می‌تواند توسط محققین مدیریت اسلامی مورد تبیین بیشتر قرار گیرد.

در واقع به جای ستیز و یا بیگانگی با مدیریت غربی می‌توان از ابزار و روشها و تکنیکهای آن در جهت تحقق مدیریت اسلامی استفاده کرد و از سایر ویژگیهای مدیریت اسلامی که موجب برتری این رویکرد نسبت به سایر رویکردهای مدیریتی می‌شود، در جهت ایجاد سازمان اسلامی بهره‌برداری کرد.در هر حال در صورتی که ویژگیهای مدیریت در جوامع با ساختار فرهنگی و ارزشی جامعه مورد نظر هماهنگ و متناسب باشد، می‌تواند موجب کارایی مدیریت و افزایش بهره‌وری و اثربخشی در سازمانها گردد، به همان نسبت که بکاربستن کورکورانه و بی‌ضابطه سفارشها و نسخه‌های آماده مدیریتی غرب، می‌تواند انسجام و نظم جوامع را بر هم زده و موجب بروز بحران و مشکلات مختلف اجتماعی، اقتصادی و حتی اجتماعی در جوامع گردد.

نتیجه‌گیری

نکته پایانی این است که مدیریت اسلامی واجد خصوصیات و ویژگیهایی است که می‌تواند در موفقیت سازمانها نقش اساسی ایفا نماید، این ویژگیها در بطن دستورها، توصیه‌ها، نظرها و شیوه‌های قرآنی به کارگرفته شده توسط پیشوایان دین حضور و وجود عینی داشته است، ولی برای استفاده از آن در سطوح سازمانی و کاربردی کردن آنها در سازمانها، نیاز به کار پیشگامانه و دور از هراس و خود کم‌بینی صاحب‌نظران و عالمان مدیریت و تحقیق پژوهش مستمر در این جهت دارد.

در هر حال مدیران در هرجا، از جمله جامعه اسلامی نیاز به برنامه‌ریزی، سازماندهی، کنترل و سایر وظایف مدیر و به کار بردن تکنیکها و روشهای مرسوم دارند و از این جهت این شیوه‌ها تا حدود زیادی به هم شباهت دارند. ولی مدیریت اسلامی به لحاظ توجه به زمینه‌های دیگری که تاکنون کمتر مورد توجه مدیریت غربی‌قرار گرفته است بر مدیریت غربی ارجحیت دارد. و در این زمینه نیز میانی نظری قابل توجهی در اختیار دانش پژوهان قرار دارد که می‌توان با استفاده از آنها، نسبت به کاربردی کردن این نظریه‌ها در سطوح سازمانی اقدام کرد.

امید که با افزایش پژوهشهای مرتبط با مدیریت اسلامی در مراکز علمی، پژوهشی و تحقیقاتی شاهد بروز و شکوفایی قابلیتهای مدیریت اسلامی که ریشه در مکتب حیات بخش اسلام دارد، باشیم.

فهرست منابع

۱) آون هیوز ، مبانی مدیریت دولتی نوین ، ترجمه غلامرضا معمارزاده طهرانی و سید مهدی الوانیانتشاراتمروارید،چاپ چهارم

۲) افجه‌ای،سیدعلی‌اکبر: مدیریت اسلامی، بخش فرهنگی دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی تهران، ۱۳۶۹

۳) العسل، ابراهیم ، توسعه در اسلام ، ترجمه عباس عرب ، انتشارات آستان قدس رضوی ،۱۳۸۷

۴) بافنده ایماندوست ، اقتصاد و مدیریت در نامه امام علی (ع) به مالک اشتر ، انتشارات اقلیدس ،۱۳۸۷

۵) تقوی دامغانی،سیدرضا: نگرشی بر مدیریت اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، ۱۳۷۸

 

|+| نوشته شده توسط فرناز نعمتی هوشیار در پنجشنبه هشتم دی 1390  |
 درسها

به نام خدا سکه مدیریت 1- انجام کار با دیگران ، مدد خودش سهم کوتاهی دارد واز نزدیک کار می کند، تیم کوهنوردی                : تامین اهداف سازمان 2- انجام کار به وسیله دیگران از طریق هماهنگ و نظارت و کنترل مثل : تقسیم کار، مربی فوتبال   مثال برای انجام کار با دیگران: 1-  رهبری تیم کوهنوردی               2- کاپیتان تیم فوتبال ( مشارکت) مثال برای انجام کار به وسیله دیگران: 1-رهبر ارکستر از طریق هماهنگیف نظارت، کنترل سازمان: organization         دنیای امروز دنیای سازمان است 3 2 1 عبارت است  از مجموعه ای از نیروهای انسانی برای هدف خاصی گردهم آمده اند و با هم مشارکت می کنند. 1-  مدیریت خویشتن               self  Mangement= خود مدیریتی انسان سازمانی است فرا پیچیده از نظر اسلام مقر کارگاه تولید فکر و احساس خروجی                                             پردازش                               ورودی فکر و احساس                                       مغز                                  اطلاعات کارگاه تولید فکر و احساس باز خورد خلاقیت تولید فکرها وایده های جدید توانایی دیدن چیزهای که دیگران می بینند اما به شکل دیگر نوآوری: تبدیل ایده ها به محصول فرآیند: مکانیزم تبدیل داده ها به ستاده ها دیدن چیزهای ناآشنا در سیتره آشناها. Out put Proce SS IN put product برنامه ریزی -طبیعت( مواد اولیه) کالا وخدمات سیستم باز          کنترل -تکنولوژی   سازمان مدیریت- هدایت -نیروی انسانی   Feed    back -پول     -مدیریت زمان      25/7/90 سیستم هر چه در دنیاست از پشه و ... یا پنجره یک سیستم است که هدف خاصی را دنبال می کنند میزان پیچیدگی سیستم ها فرق دارد. همه ی سیستم های باز با محیط تعامل دارند. مانند: درخت/شهر / استان برنامه ریزی: رسیدن به هدف پیش بینی اهداف و مشخص کردن راه ها و نحوه رسیدن به اهداف سیستم های بسته با محیط تعامل ندارند. مانند: ترموستاد در ماشین هدف گذاری: 1-  کمی بودن/ قابل سنجش بودن          2- زمان بندی داشتن 3-چالش برانگیز بودن                        4- اولویت بندی طبقه بندی برنامه ریزی از نظر زمان:                کوتاه مدت: 1 سال                                                            بلند مدت: 5 سال                                 میانه مدت : 5 سال 1 – برنامه ریزی استراتژیک / عملیاتی/ تخصصی استراتژیک: طرح و نقشه ای که در فضای رقابتی و متحول برای نیل به اهداف در پیش گرفته م یشود. عملیاتی: بخشی از سازمان را پوشش می دهد و برای بخشی عملیاتی است. تخصص: برای انجام یک کار تخصصی است منظور از بازخورد: ارزیابی و کنترل مقایسه عملکرد با اهداف و برنامه ها به منظور پیدا کردن انحارفات و انجام اقدامات اصلاحی فرآیندتقسیم کار: 1-  تعیین وظایف و سلسه مراتب       2- تخصیص منابع کنترل: مقایسه کردن با اهداف و برنامه ها به منظور پیدا کردن انحرافات بر انجام اقدامات اصلاحی هدایت: 1- رهبری              2- انگیزش         3- ارتباطات رهبری: نفوذ در دیگران به طوری که با میل و رغبت کاری را انجام دهند با اجبار انگیزش: با استفاده از موارد زیر: تخصص/ اطلاعات/ شخصیت جاذب راه ها/ نفوذ دیگران/ قدرت قانونی انگیزش : فرآیند انجام کار با میل و رغبت پایش انگیزه است ارتباطات: فرایند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده به طوریکه گیرنده همان معناو مفهومی را برداشت نماید که مورد نظر فرستنده است.   ارتباطات: 1- ارتباطات کلامی ، حرف زدن      20×آگاهانه 2-ارتباطات غیر کلامی ، با اشاره حرف زدن     80×آگاهانه   ارتباطات غیر کلامی مانند: نگاه کردن/ طرز لباس پوشیدن/ تن صدا/ نگاه کردن 2/8/90 نتیجه سازمان دهی را هم افزایی گویند. مجموع عملکرد اعضای سازمان بیش از جمع عمل کرد تک تک افراد است. ارزیابی وضعیت خروجی را انعکاس می دهد. مکانیزم کنترلی : خود مکانیزمی است برای اینکه وضعیت موجود را با وضعیت مطولب مقایسه کنیم کنترل: فرآیند تقسیم کار است. مبانی مدیریت اسلامی و الگوهای آن بن/ریشه/ اصل             فقه: یعنی فهم عمیق نظریه عملی در حال تغییر و تحول هستند مفروضات   مفروضات اساسی    مفروضات بنیادی      شناخت شناسی                             متدولوژی                   هستی شناسی معرفت شناسی                               شناخت                      انسان شناسی روش شناسی شناخت شناسایی: پذیرفتن نسبت/ حق و قضاوت از ما گرفته می شود. 1-  تجربیات حسی/ آزمون و خطا/ استقرار از جزبه کل   2-  روشها و ابزارهای شناخت     عقل/ قیاس/ از کل به جز/حوصلی/ باطنی 3-  شهود/ تجرب درونی / الهام / علم حضوری 4-  روش نقلی /وحی   علم تعریف عام: مجموع دانستی ها و آگاهی های بشر را علم گفته اند از ترقی روشهای چهارگانه به دست می آید. علم تعریف خاص: مجموع دانستنیهای است که از طریق تجربیات حسی وآزمون و خطال بدست آده اند. 9/8/90 علم اصول فقه: مقدمه فقه و ابزار فقه در استنباط صحیح احکام دینی اصل براعت: اصل برایی است که همه آدم ها سالم باشند هیچ گناهی نداشته باشند مگر آکنکه خلاف آن ثابت باشد. فرد                 دانش                 اطلاعات             داده ها بینش بصیرت الگوهای آموزش نوین: روش تجربی/ علم اکتسابی حصولی شهود: تجرب درونی / علم حضوری/ غیر کلامی روش تحقیق علمی در روش تجربی :                 تعیین مسئله                                                               ارائه فرضیه آزمون فرضیه                                                                جمع آوری اطلاعات                                                               پردازش اطلاعات                                                         تایید فرضیه           رد فریه                                                        قانون علمی        23/8/90   اصول: روش استنباط احکام شرعی در تمام حوزه های زندگی فردی و اجتماعی منابع استنباط احکام شرعی: 1-قرآن کریم  2- سنت وسیره معصومین 3- عقل   4- اجماع مجمع تشخیص مصلحت نظام احکام پنجگانه: 1-واجب    2- مستحب       3-مباح        4- مکروه       5- حرام 30/8/90 ویژگی دوره ی مدرنیسم: اعتماد به توانایی عقل انسان و علم ، اومانیسم یا انسان محوری. پوزیتوسیم اصبات گرایی . سکولاریسم. جدایی دین از سیاست. مدرنیسم: بعد از اصل روشن گری در اروپا به وجود آمد. آشنایی با مبانی فلسفه ی علم برای ما توانمندیهای را به وجود آورد: 1-توانایی نقد نظریات علمی در حوزه مدیریت   2-قابلیت تولید نظریه های علمی جدید 3-درک بهتر از سیل تحولات علمی رابطه علم و دین اسلام           رابطه ی تضاد –لاییک (ضددینی )به فکر دنیای مردم باشد.       عدم وجود رابطه –(اسکولار )رضاشاه در ایران،اتاکور در ترکیه .       رابطه ی مکمل   ایران :        دین مدار     درون رهبر –به بیگانگان وابسته نیست برون رهبری را نمی پذیرد .   جوهره ی مدیریت تصمیم گیری است . اصل برائت هیچ ضرر و زیانی در اسلام نیست . اصا اهم و مهم   مثال :دروغ گفتن،غیبت ،نباید دروغ گفت ولی استثنائی وجود دارد که مجبور به دروغ گفتن می شویم در بحث ازدواج که پیش می آید بسیار مهم است که باید حقیقت را گفت . اصل احتیاط : یعنی اصل این است که ب ما لازم است علم به احتیاط کنیم و طوری عمل کنیم که اگر تکلیفی در واقع نقض امر وجود دارد انجام داده باشیم . مثال : حال اگر دو شیشه دارو داشته باشیم و یقین داریم در یکی از آنها ماده ی الکل وجود درد یعنی عمل اجمالی داریم به وجود الکل در یکی از آنها در اینجا اصل احتیاط استفاده می کنیم اصل تخییر : یعنی اصل این است که ما مخیریم (اختیار داشتن)که یکی از این 2تا را به میل خود انتخاب کنیم . مثال: فرض کنید در بیابانی بر سر 2راهی قرار گرفتیم ماندن در آنجا و رفتن ،به یکی از آنها قطعا مستلزم خطر جانی است ولی یک راه دیگر مستلزم نجات ماست و ما نمی دانیم کدام یک را انتخاب کنیم و فرض این است که توقف ما هم مستلزم خطر است و از طرفی حفظ نفس (خود شخصی)واجب است پس امر ما دایر است میان 2 راه محضور وما مخیریم هرکدام را بخواهیم انتخاب کنیم . اصل استصحاق : یعنی اصل این است که آنچه بوده است بر حالت اولیه خود باقی است و خلاقش نیامده  است مثال : اگر وضو داشته باشیم و چرت زدیم و شک کردیم که واقعا خوابمان برد بآن  استصحاق می کنیم بر وضو داشتن . اگر دست ما پاک بود و شک کردیم که نجس شده است بان استحصاق می کنیم مهارت آن را . تعریف دین : تعریف عام : هرگونه اعتقاد و باور به ماوراء طبیعه . شامل همه فرق ها می شود از بت پرستی تا یکتا پرستی تعریف خاص : آئین و راه ورسم زندگی است که خداوند از طریق پیامبران به انسان ها  عرضه کرده است . (ادیان الهی ) ویژگی های علم : علم کمک می کند که دین از آلوده شدن به انحرافات و برداشت های سلیقه ای و غیر واقعی در امان بماند . دانش و هنر کارکردن باو بوسیله دیگران برای تحقق محدود اهداف سازمان . مبانی مدیریت اسلامی    مدیریت اصول اداره کردن 1 2 3 بی=ریشه  مدیر =گرداننده  گردانیدن =چرخانیدن 1 2 3 بهره وری:اثر بخشی ، کارایی کار درست را درست انجام دادن :کار را درست انجام دادن+کار درست انجام دادن اخلاق انسانی   عقل و منطق انسان شناسی هستی شناسی روش شناسی شناخت شناسی   انسان موجودیست ناشناخته طبیعت  انتقال و خطا ناپذیر عقل تجرب برهان قیاس تعاریف اثبات گرایی رفتار گرایی ساختار گرایی   دوره ی مدرنیسم انسان موجودیست ناشناخته- آزاد تصمیم گیرنده طبیعت حصول  گفتمان  طبیعت تاریخی انسان عقل تجرب شهود فلسفه دین هنر نسبی گرایی گفتمان افول فرد گرایی دوره ی پست مدرنیسم انسان موجودیست شناخته  ولی  پیچیده خلقت عقل تجرب شهود وحی تخیل تفکر  اصول ثابت و متغیر معرفت شناسی اشراق معرفت شناسی عرفان معرفت شناسی فلسفه اندیشهاسلامی و الاهی    سازمانی خوب خوامد بود که مدیرت خوب داشته باشد .ازدیلمدیریت اسلام انسان سازمانیست فراپیچیده. 1-پیچیدگی انسانوجود مقر است: مقرکارگاه تولید مغز و احساس است. خواب همه ی انسان ها بزرگترین کارگاه دنیا را داده برای اینکه کارگاه خوب بهره ور شود ورودی خوبی داشته باشد اولین والی سیر خود مدیریتیست اگر خود را خوب مدیریت کنیم دیگران را خوب مدیریت می کنیم. امکان شناخت وجود دارد که ا« را متدولی شناخت هر کسی در مورد پیدده ها درک مشترک ندارند هر کس به روش های مختلف شناخت دارد. وقتی وارد آب گرم می کنیم در آب وام احساس سردی می کنیم. آب ولرم وقتی وارد آب سرد می کنیم در آب وام احساس گرما می کنیم.   هر کس برداشت        از هر چیزی دارد و باید به برداشت ها احترام گذاشت. ابزارهای شناخت که منجر به هستی شناسی می شود: -تجربیات حسی ( حواس پنجگانه قابل انتقال به دیگران است)آزمون و خطا ، استقرار ( جزء به کل)آب در 100 درجه جوش می آید در تهران و اردبیل آزمایش کرده اند از جزء به جزء به کل رسیده اند. عقل، مقیاس و کل به جزء مثال انسان حیوانیست ناطق -شهود، تجربی درونی، الهام باطنی ، چشم بصیرت، علم حضوری مثال  قابل انتقال به دیگران نیست تجربه درونی است مثل ترشی روش نقلی دومی علم اصولی در مورد چه چیزی بحث می کند؟ این اصول درمورد چه چیزی بحث می کند؟ این اصول برا ی نظام اعم از انسانی فنی مهندسی، پزشکی و هنر قابل استفاده است و موضوع واحدی است و به طور کلی در مورد هر چیزی که در مسائل شرعی و طریقه استنباط احکام شرعی مربوط می شود بحث می کند. اهم ومهم هر دو اصل مهم است یعنی اهم مهمتر است و مهم، مهم است کار مهم تر را انجام دهیم اهم مهمتر می ماند. اصل اهم و مهم در جاهایی که نمی توانیم تصمی م بگیریم کمک می کمئد تا ردست تصمیم بگیریم. نباید غیبت کرد، نباید پشت سر مردم از چیزهای که خوششان نیم آید بگویم ولی در بحص ازدواج فرق یم کند باید اصل را گفت. در جامعه استثنا ها قاعده شده و قاعده ها استثنا بر عکس شده مدیریت شبکه ای از تصمیم گیری است. جوهره ی مدیریت تصمیم گیری است باری اینکه تصمیم گیری درست باشد باید در تصمیم گیری اصولی را رعایت کینم. همه ی اصولها به ما کمک می کند تا بهتر تصمیم بگیریم که هم خالصانه تر وههم بهتر باشد تااختلاف و تفاضل به وجود نیایند. اصل هیچ ضرری در اسلام نیست« ولا ضرر لا خیرا فی السلام و یک قاعده است -هیچ کسی راضی نمی شود که به خودش ضرر برساند هر چزیزی که به ما ضرر دارد نباید سراغ آن بریم. مثلاً: قمه زنی در عاشورا ( به عوامل بالا قواعد فقهی یا اصول فقهی نیز می گویند.) اوهام و خیالات( عام ازدیی است) غیره واقعیت بوده سیانتیسم: علم پرستی اعتقاددارند اگر من چیزی را با حواس 5 گانه درک نکنم نخواهم قوبل نیم کنم می گفتند انسانها را خلق کردند علت سیل وزلزله را نمی داسنتند و می گفتند زمین خشم کرده موجودی در زیر زمین است آنها نمی دانستند که خدا هم است قوانین طبیعت را نمی دانستند اوهام وتوهممی کردند -اما الان می دانیم هر کس دچار جهل است دنبال خداتراشی است. تعریف خاص ازدیی رابطه ادیان بادیی: رابطه دین مسیحیت با علم منجر به سکولاریسم در حوضه ی سیاسی و اجتماعی نباید دخالت کند.« در دین اسلام فرق(فقه) است» آدمی که با بصیرت زندگی کند بهتر از زندگی با چشم بسته است شهید مطهری: جدایی بین علم و دین از ماجرای آدم وهوا شروع شد. رابطه ی علم خاص و دین خاص رابطه ی موازی در زندگی اسنان، در دین اسلام مکمل هستند. ویژگی های علم : رابطه ی مکمل دین وعلم علم:  کشف واقعیت هاست وبه ارزش ها کرا ندراد یعنی ارزش به رگ پوست نیست . علم در حوزه ی واقعیت هاست دین در حوزه ی ارزش ها، دین هدف ها را تعیین می کند. دین به علم جهت یم دهند. چگونگی استفاده کردن را به اسنان نشان می دهد. اثر متقابل هم درندو علم کمک می کند که دین از آلوده شده با انحرافات و برداشت های سلیقه ای وغیر واقعی در امان باشد.          
|+| نوشته شده توسط فرناز نعمتی هوشیار در پنجشنبه هشتم دی 1390  |
 مديريت بر خويشتن

چكيده

كسي كه نمي تواند خودش را مديريت كند آيا مي تواند بر ديگران مديريت كند؟ اين سوالي بود كه سبب ايجاد مفهوم خود مديريت شد خود مديريتي موضوعي است كه اخيرا در ادبيات مديريت مد نظر علماي اين رشته قرار گرفته است نقطه قوت اين سبك مديريتي خود انسان است كه مي خواهد مديريت كردن را از خودش شروع و در سازمان و جامعه به اوج برساند يقينا راز موفقيت انسانها در پيچيدگي هاي هزاراه سوم (خود مديريتي) خواهد بود حفظ ارزش ها و آزادي هاي فردي و تحصيل استقلال فردي مهمترين نتيجه است كه انسانها از فعاليتهاي خود انتظار دارند خود مديريتي مقوله اي است كه در ايجاد قدرت افراد براي مديريت بر رفتار و عملكرد شان در حيطه فردي و سازماني و در جهت ارتقاي بهره وري فردي و سازماني نقش مهمي را ايفا مي كند در اين مقاله تلاش شده خود مديريتي را از جنبه هاي مختلف از جمله تعريف و مفهوم خود مديريتي اصول و فرآيند خود مديريتي جايگاه خود مديريتي در يك مديريت موثر مزايا و نتايج خود مديريتي مورد بررسي قرار دهيم.

كليد واژه ها

خود مديريتي خود تركيبي، خود ترميمي، خود بهينگي، خود حمايتي

تعريف و مفهوم خود مديريتي

خود مديريت به دنبال تغيير نگرش و شخصيت نيست بلكه مي خواهد رفتار را تحت كنترل در بياورد و اگر لازم باشد تغييراتي را در آن ايجاد كند به عبارت ديگر خود مديريتي از معرفت پذيري اجتماعي نشات مي گيرد.

خود مديريتي را مي توان در دو حوزه تعريف و تشريح كرد:

1- حوزه علوم رفتاري: خود مديريتي عبارت است از شناخت و پرورش ابعاد و صفات روحي و رواني مثبت و شناخت و حذف ابعاد و صفات منفي روحي و رواني افراد.

2- حوزه علوم مديريتي: خود مديريتي عبارت است از شناسايي درست توانايي ها و استعدادها و تلاش براي پرورش و شكوفايي آنهاست در تعريف ديگري چنين امده است كه خود مديريتي تكنيكي است كه به سيستم كمك مي كند تا بصورت اتوماتيك خود را كنترل و هدايت كند.

اهميت و ضرورت خود مديريتي در عصر حاضر

مهمترين رويدادي كه در آينده به وقوع خواهد پيوست قطعا فن آوري با تجارت الكترونيك نخواهد بود بلكه يك تغيير و تحول اساسي در زندگي بشري اتفاق خواهد افتاد كه همانا با رشد فزاينده و محسوس تعداد انسانها مورد توجه قرار مي گيرد كه نخستين گام مديريت انسانهاست كه در سرلوحه آن مديريت خود افراد بر خودشان (خود مديريتي) مي باشد و دليل آن عدم وجود فرصت آمادگي و توان لازم جامعه براي پرداختن به اين اهم مي باشد.

بايد توجه داشت كه خود مديريتي يك فرآيند اختياري است نه يك فرآيند اجباري به عبارت ديگر افراد به خواست خودشان به آن گرايش پيدا مي كنند و نه به اجبار ديگران به همين جهت علمي شدن و نتيجه بخش بودن آن دور از انتظار و ذهن نيست و كاري شدني است به عنوان مثال در اوايل 1999 شركت تاكويل دارنده فروشگاهها و كيوسك هاي زنجيره اي تاكوبل قصد افزايش و توسعه تعداد فروشگاهها و بوتيك هاي خود را به عددي بيش از هزار مورد را داشت اين درست زماني بود كه با مشكل كمبود مديران متخصص و مجرب براي اداره فروشگاهها مواجه بود. براي حل مشكل دو راه بيشتر نداشت يا بايد از منابع خارجي مديران مجرب را به خدمت مي گرفت كه اين كار براي آن بسيار پر هزينه و كمرشكن بود و يا هزاران كارگر غير متخصص را آموزش مي داد كه خود را مديريت كنند. شركت تاكوبل گزينه دوم را انتخاب كرد و به تواناسازي كاركنان خود پرداخت و انگيزه هاي خود مديريتي را در آنها به وجود آورد و به دنبال آن حيطه هاي نظارتي را براي مديران گسترش داد و هر يك از آنها را مدير چندين فروشگاه كرد.

با ابتكار خود مديريتي و آموزش فن آوري هاي جديد به كاركنان بس بزرگ را آغاز كردند و نوع مديريتي آنها مديريت شناور بود كه در نتيجه آن درآمدها افزايش يافت هزينه ها كنترل شد خشنودي شغلي و تعهد شغلي كاركنان بالا رفت كاركنان اعتماد به نفس بالايي پيدا كردن مشتريان از انجام خدمات راضي بودند ايده هاي جديد به طرف سازمان سرازير شد و در نهايت يك تيم خود مديريتي قوي به وجود آمد كه تك تك اعضاي آن قهرمانان تيم بودند كه مشاغل مختلف را بر عهده مي گرفتند و با موفقيت كار را به اتمام مي رساندند كه ظرفيت خدمات و فروش 50 درصد افزايش يافت.

اصول خود مديريتي

1- خود تركيبي (self- configuration) : تركيب اتوماتيك اجزا به منظور اقتباس تفاوت هاي محيطي و تطبيق و تركيب اين تفاوت ها با ويژگي هاي افراد را مي توان خود تركيبي ناميد. در عصر حاضر چنين توجيه شده ايم كه قهرمانان و قهرمان پروري وجود ندارد اين امر نمي تواند بصورت اعم قابل پذيرش باشد و موارد بسياري را مي توان بر شمرد كه از اين قاعده مستثني هستند با يك بررسي هر فرد مي تواند به مواردي برخورد نمايد كه قهرماناني توانسته اند در زندگي شخصي و حرفه اي آنها تاثير بگذارند هنگامي كه زندگي نامه وينستون چرچيل را مرور مي كنيم در مي يابيم كه او يك قهرمان است قهرماني كه مي توانيم از او درس خودشناسي و خود تركيبي بياموزيم او در مقطع و برهه اي حساس از تاريخ نخست وزيري انگلستان را بر عهده گرفت و با ارزش نهادن بر خود و افكارش و تطبيق و تركيب فرصت ها و تهديدهاي محيطي از آن بحران سر بلند بيرون آمد بنظر مي رسد براي پاسخ گويي و رسيدن به قاعده خود تركيبي و خود شناسي لازم است به اين سوالات پاسخ داده شود 1- چه چيزي واقعا براي من مهم است؟ 2- به دنبال تحقق كدام يك از افكارم هستم؟ 3- چه ميراثي از خود مي خواهم بر جاي بگذارم؟

2- خود ترميمي (self- Healing): عبارت است از كشف تشخيص اتوماتيك خطاهاي فردي و انجام اقدامات اصلاحي درك نقاط قوت ما به وسيله دنبال كردن نتايج كارهايي ساده است كه ما انجام مي دهيم هنوز بسياري از ما نقاط قوت خود را دست كم مي گيريم و از آنها فقط به عنوان هديه استفاده مي كنيم ما اموري را كه در آنها خوب هستيم و توانايي داريم به نظرمان ساده مي آيند.

ما در بعضي مواقع مي دانيم كه چه هدايايي به ما اعطا شده است ما بايد ياد بگيريم كه به كجا تعلق داريم و بايد ياد بگيريم كه به طور كامل از نقاط قوت خود بهره مند شويم ياد بگيريم خوب ارتباط برقرار مي كنم؟ يا من يك گوشه گير هستم؟ من مرتكب چه چيزي شدم؟ چه چيزي به كمك من مي آيد؟

تك تك افراد مي تواند اصولي اساسي براي خود وضع كنند تا دريابند چه چيزي براي آنها مفيد و يا مضر است اين اصول نبايستي از كلمات پيچيده تشكيل شده باشد از طرفي اين اصول بايد نشان دهنده شخصيت افراد و همچنين بيان كننده احساسات و عواطف دروني و ارزشهاي بنياديني باشد كه به صورت چهار قانون قابل ذكر است.

الف- هر يك از ما داراي ارزشهاي دروني هستيم كه به شدت بر عملكرد و رفتار بيروني ما تاثير مي گذارد.

ب- نهاد و طبيعت انسان به دنبال آن است كه اعمال و رفتار منطبق و همساز با ارزشهاي بنيادين باشد.

ج- با شناسايي و دقت بخشيدن به ارزشهاي بنيادين خود مي توانيم از قدرت حاصل از آن براي افزايش اثر بخشي خود استفاده كنيم.

د- زماني كه اعمال ما با ارزشهاي بنيادين مان سازگار باشد احساس صفا و آرامش دروني خواهيم كرد.

3- خود بهينگي (self- optimization): عبارت است از نظارت اتوماتيك و اقتباس منابع به منظور دست يابي به عملكرد بهينه در ارتباط با تعيين نيازمنديها اگر واقع معتقديم كه عملكرد خودمان را بهبود بخشيم و در راستاي آنچه كه به راستي براي ما مهم است كاري بكنيم بايد زندگي و عملكرد خود را با همان دقت عملي و تلاش حرفه اي كه براي ساخت هر بناي مستحكم ديگري لازم است با نظارتي صحيح بنا نهيم براي حصول به اين اهداف بايستي بستر لازم مهيا گردد و آن بستر عبارت است از كشف آن چيزي كه واقعاً براي ما مهم است هرمي كه در اين زمينه وجود دارد و بايستي بر اساس آن حركت كرد مي تواند به شكل زير باشد.

**

فهميدن قدرت خود به حساب آوردن ارزشهاي خود و دانستن اينكه به كجا تعلق ضروري هستند بهبود بهره وري در كاركنان دانشگر وجود دارد سازمانهاي موثر براي بهبود بهره وري افراد را در كارها و شغلهايي قرار مي دهند كه بتوانند بهترين كارهاي را انجام دهند و بيشترين سود را به دست آورند.

4- خود حمايتي (self- protection) :عبارت است از پيش بيني تشخيص و حمايت و حفاظت در مقابل تهديد هاي ناشي از غرور و تكبر فردي. اجراي فرآيند گفته شده نيازمند زمان است بخصوص هنگامي كه مبادرت به انجام كاري مي كنيم كه واقعا براي ما مهم است اگر با كارهايي كه براي ما مهم است سازگاري بوجود آوريم به دستاوردهايي مي رسيم كه دائمي است.

ما بايد سعي كنيم در خود مديريتي به خودمان باز خور مثبت بدهيم و كارهايي انجام دهيم كه ماهيت انگيزشي دارند لذا بايد هدف گذاري ما به گونه اي باشد كه بر شايستگي هاي ما بيفزايد وقتي شايستگي ها زياد شد انگيزه نيز به طور خودكار ايجاد مي شود.

به نظر مي رسد سازمانها و بنگاههاي كسب و كاري كه مي توانند در مقابل تهديدهاي ناشي از غرور و تكبر فردي و سازماني مقابله كنند جز سازمانهاي موفق هستند اين سازمانها و بنگاههاي آرمانگرا مي دانند كه واقعاً چه چيزي باعث موفقيت آنها مي شود و بدين ترتيب عملكرد خود را با اهداف خود منطبق مي سازند به عبارت ديگر اين نوع سازمانها ابتدا پيش بيني و سپس تشخيص مي دهند كه چه كاري براي آنها سودمند است به دنبال آن عوامل مخرب را از خود دور كرده و خود را در مقابل آنها حفاظت و حمايت مي نمايند.

فرآيند خود مديريتي

1- تعيين هدف: اهداف خود را بطور واضح تعيين كنيد يعني اهداف خاص داشته باشيد مثلا من هر روز 5 ساعت خواهيم نوشت من 3 مايل خواهم دويد.

2- تعيين زمان: مشخص كنيد كه چه زماني مي خواهيد فعاليت خود را انجام دهيد مانند هر روز دوشنبه ساعت 10 صبح

3- ثبت وقايع: ميزان موفقيت و شكست خود را در ارتباط با فعاليت ها ثبت كنيد مانند يك تقويم كاري عمل كنيد.

4- ايجاد تعهد: يك تعهد عمومي به وجود آوريد يعني افراد ديگر را راجع به اهداف و موفقيت هاي خود مطلع سازيد.

5- تعيين مجازات: اگر نياز است براي شكستهاي خود جريمه تعيين كنيد مثلا به دوستان بگوييد در صورت شكست در اين برنامه يك نهار برايت مي خرم.

6- عجله نداشتن: كوچك فكر كنيد تلاش نكنيد كه گناهان و اشتباهات گذشته را در يك روز جبران كنيد.

7- آگاهي از موضوع: ميزان محصولي كه قصد توليد آنرا داريد مشخص كنيد يعني براي انجام هر كاري جدول زماني مناسب مشخص كنيد مثلا اگر مي خواهيد كلاه ببافيد بدانيد كه در يك رديف چند گره خواهيد زد.

8- زمان سنجي: دستگاه زمان سنجي بگيريد كه هر 5 دقيقه يكبار هشدار دهد تا بفهميد در حال انجام دادن وظيفه خود هستيد يا خير اين خصوصا وقتي خوب است كه شما در حال اندازه گيري ميزان حصول توليدي هستيد.

9- ارتباط منظم: تماسهاي خود را روزانه، هفتگي و ... به صورت منظم مرتب كنيد به عنوان مثال قرار ملاقات ها برنامه هاي بازديد و حتي خريد و...

10- بيان موفقيت ها: موفقيت هاي خود را به صورت يك نمودار به دوستان خود نشان دهيد.

11- متمركز شدن: شيطان را از خود دور كنيد و حواس پرتي را كنار بگذاريد تلاش كنيد كارتان را به موقع و بجا انجام دهيد كسي نمي تواند مزاحم شما شود.

12- ارزيابي و بازخور گرفتن: اگر در اجراي پروژه خود مديريتي خود در هر مرحله اگر دفعه اول موقع تشديد دوباره تلاش كنيد مطمئن باشيد برنامه شما بهبود مي يابد و بخاطر داشته باشيد كه در هر برنامه كجا بوديد حالا كجا هستيد و در آينده نزديك به كجا خواهيد رسيد.

**

جايگاه خود مديريتي در يك مديريت موثر

پيچيدگي از مشخصات عصر حاضر است همگي ما در زندگي حرفه اي و شخصي خود با مسائل غامض و پيچيده اي روبرو هستيم كه از آن گريزي نيست و بايد براي حل آن جاره انديشي شود مديريت موثر مدعي حل تمامي مسائل غامض و پيچيده محيطي است و خود را بي نياز از آزمون و تدبر مي داند در آينده نزديك تنها سازمانهايي مي توانند ادعاي برتري كنند كه قادر باشند از قابليت ها تعهد ظرفيت هاي افراد در تمامي سطوح سازمان بنحو احسن بهره برداري نمايند براي يك مديريت موثر چهار سطح مديريتي مجزا اما وابسته به هم و شش مدل مديريتي در عصر حاضر الزامي است.

جدول شماره 1- اين سطوح را به وضوح نشان مي دهد.

سطوح مدلها

سطوح اول

خود مديريتي

سطح دوم

مديريت افراد

سطح سوم

تفكر مركب

سطح چهارم

تفكر سيستمي

مدل 1

ايجاد تفاهم با ديگران

مديريت بر مبناي هدف

خلاقيت

تفكر سيستمي

مدل 2

مديريت زمان

تطبيق سبك رهبري با انتظارات و سطح بلوغ پيروان

حل خلاق مشكلات

ساختار و فرهنگ و ارزشها

مدل 3

مديريت استرس

تركيب گروهي و مديريت گروهي

حل عقلايي مشكلات

يادگيري سازماني

مدل 4

ميل به موفقيت

عملي كردن كار تفويض اختيار و مربي گري

تصميم گيري

اداره نمودن گروهها و قدرت

مدل 5

مهارت ارتباطي و ارائه

ديدگاه هاي مربوط به محل كار

تفكر تحليلي

ابداع

مدل 6

مهارت هاي ميان فردي

مديريت تضاد

مديريت ذهني فراگير

حس ششم در كار

 

همانطوري كه در جدول شماره 1 مشاهده مي شود خود مديريتي زير بنا و اساس سطوح چهارگانه مديريت موثر است از طرفي هر چقدر به سمت سطح چهار حركت مي كنيم مديريت بصورت موثر صورت مي گيرد مدلهاي مختلف خود مديريتي شامل شش مدل است كه به شرح زير است:

1- تفاهم با ديگران: فرد به منظور ايجاد تفاهم با ديگران لازم است شاخص هاي هم صدايي با ديگران را بداند با تكنيك هاي آهسته گام برداشتن معكوس حركت كردن (مديريت معكوس) و سبك هاي مختلف رهبري را بداند و به طور موثر به كار گيرد فيلتر ها و افكار و تعصبات عملكردي افراد را درك كند به عبارتي چارچوب پيام هاي دريافتي اساسي را دريابد.

2- مديريت زمان: مديريت زمان (انجام بيشترين كار در حداقل زمان) مفهوم وسيعي است كه هرگز به طور كامل تحقق نمي يابد دليل آن شايد از اين موضوع ناشي شود كه مديريت زمان امري محال و غير ممكن است از طرفي اين نكته نگران كننده ولي در عين حال منطقي است بنابراين مهم نيست كه فرد مشغول انجام چه كاري هست زمان بدون توجه به او با سرعت ثابت يك ثانيه در هر ثانيه به حركت خود ادامه خواهد داد تا زماني كه فرد نتواند ماشين زمان را كنترل كند زمان نيز قابل كنترل نيست حال سوال اين است كه فرد چگونه مي تواند چيزهايي را كه هم اكنون در حال انجام دادن آن است را كنترل كند؟

ممكن است بارها شنيده باشيد كه تمركز اصلي مديريت زمان بر مفهوم زمان است اگر چه بحث زمان در مديريت زمان به دفعات مطرح شده ولي با اين وجود زمان تنها يك عامل ثانويه در مديريت زمان به شمار مي آيد زيرا كه عامل اساسي در مديريت زمان واقعي بايد اولويتهاي شخصي افراد باشد.

به منظور كنترل زمان سه فاكتور لحاظ شده است الف- ارزيابي زمان مورد نياز براي فعاليت ها ب- برنامه ريزي و اولويت بندي فعاليت ها ج- خودداري از تاخير و انجام اصلاحات بعد از اتمام فعاليت.

3- مديريت استرس: در سالهاي اخير استفاده از مديريت استرس متداول گرديده و علت رايج بودن آن در اين است كه زندگي اجتماعي افراد بخشي از مباحث سازماني شده است مديريت استرس مشتمل بر روشهاي بخصوصي براي ترويج سلامت فردي و سازماني و نيز جلوگيري از استرسهاي فردي است در واقع مديريت استرس شيوه عملكرد سازمان و نوع برخورد مديريت با احتياجات زندگي سازماني را بررسي مي كند اين مسئوليت مي تواند به وسيله مديران هر سازمان اجرا گردد.

با توجه به تحقيقات انجام گرفته در زمينه استرس كه نشان مي دهد آدمي براي آنكه به كار و كوشش بپردازد بايستي كمي استرس داشته باشد ليكن استرس چه خوب چه بد و چه زشت باشد بايد در جهت اهداف فردي و سازماني هدايت شود چندين راهكار عملي براي مديريت استرس عنوان شده است كه عبارتند از:

الف- درك عوامل استرس زا در زمانهاي فعاليت تعارض ركود افسردگي و تضاد

ب- استفاده از تكنيك هاي غلبه بر استرس نظير؛ استراحت يك دقيقه اي، تنفس عميق، تمركز فكري.

ج- غلبه بر استرس با ايجاد تمرينات مكرر ذهني متصورانه به مدت 15 الي 30 دقيقه

4- ميل به موفقيت: موفقيت سازمانهاي آينده بستگي به عامل موفقيت افراد دارد و ميل به موفقيت چيزي نيست كه بتوان بر آن فرماندهي كرد كسي نمي تواند بالاي سر ديگري بايستد و به او فرمان دهد كه فكر كند و انتظار ظهور انديشه هاي تازه اي داشته باشد هر انساني ذاتاً ميل به تكامل و پيشرفت دارد و به تبع آن سازمان ها هم از اين اميال در جهت توسعه سازماني خود بهره مي گيرند.

سازمانها به منظور تغيير جهت گيري تمايل افراد به سمت موفقيت لازم است اقدامات زير را صورت دهند:

الف- ارتباط صحيح جسمي ذهني و جايگزيني درست تصورات فيزيكي و عصبي افراد

ب- استفاده از تكنيك برنامه ريزي غير خطي (NLP) به منظور دستيابي مجدد به موفقيت هاي قبلي مرتبط

ج- ايجاد تكنيك هاي تجسمي به منظور انگيزش عميق و تغيير رفتار

5- مهارت هاي ارتباطي و ارائه مهارت ها: وقوع انقلاب اطلاعات و ارتباطات در اين دهه باعث شده است كه عصر حاضر نيز بنام عصر اطلاعات و ارتباطات ناميده شود بي شك همه كشورها به اهميت اشاعه فن آوري اطلاعات و ارتباطات در تمام حوزه ها پي برده اند و در برخي موارد انها را به عنوان ابزار توسعه و راه ميانبر كشورهاي در حال توسعه مطرح مي كنند برقرراي ارتباط صحيح بين اجزاي گوناگون يك سازمان از اركان وظايف مدير در فرآيند مديريت است در واقع ارتباط موثر با افراد و درك انگيزه هاي آنان باعث توفيق مديريت در انجام وظيفه رهبري مي گردد. به منظور دست يابي افراد به اين امر در سيستم خود مديريتي هر يك از افراد لازم است به برخي از مهارت ها دست يابند كه اين مهارت ها شامل موارد زير مي باشند:

الف- برنامه ريزي براي يك ارتباط صحيح و ارائه درست.

ب- استفاده از ارتباطات ديداري در ارائه هاي رو در رو

ح- طراحي و برنامه ريزي براي يك ارائه

6- مهارت هاي ميان فردي (شخصيتي): توانايي بي سر و صدا ماندن و كاركردن بصورت موثر تحت بدترين شرايط و فشارها و بكارگيري مهارتهاي ميانفردي افراد را قادر مي سازد تا عملكرد بهتري از خود ارائه دهند و از خودشان در بين چالش هاي بوجود آمده محافظت نمايند اين امر منجر به بهبود روابط بين افراد گشته و محيط كاري را لذت بخش تر و منطبق با ويژگي هاي شخصيتي كاركنان مي كند.

در اثر خود مديريتي است كه يك كارمند مي تواند ميزان تناسب شخصيت خود با شخصيت شركت روسا و ساير همكاران را بر آورد نمايد تحقيقات نشان داده بيش از 50 درصد افرادي كه در محيط كاري خود موفق نيستند و با همكاران و روسا مشكل دارند از لحاظ شخصيتي و مهارتي با آنان تناسب كمتري دارند از مهارتهاي ميانفردي افراد مي توان به جرات افراد مهارت شنود موثر (خوب گوش دادن) مهارت قدرت نفوذ بر ديگران مهارت سازش و مهارت مذاكره و... اشاره كرد.

مزايا و نتايج خود مديريتي

يكي از اصول خود مديريتي كمك به موفقيت افراد در زمينه روابط حرفه اي شغلي خانوادگي سلامتي و شخصي افراد است باب مك هاردي و جان مارشال در كتاب اصول خود مديريتي مزايا و نتايج استفاده از خود مديريتي را چنين آورده اند.

الف- مزايا

1- بهبود و افزايش عملكرد شخصي 2- افزايش اعتماد به نفس 3- بهبود ديدگاهها و عواطف دروني افراد 4- افزايش حس مسئوليت پذيري و تعهد در افراد 5- بهبود عالي تلاش هاي عمل كنندگان در يك فرهنگ عملكردي قوي

ب- نتايج

1- توسعه روزانه سيستم هاي توليد و خدمات در نتيجه خود مديريتي افراد 2- اجتناب از ركود 3- يادگيري تكنيك هاي به منظور توسعه و حفظ اعتماد به نفس 4- افزايش ميزان نرخ بازگشت سرمايه در تعهد و انرژي افراد 5- افزايش رفاه حرفه اي و شخصي 6- يادگيري به منظور ايجاد و حفظ خود تعهدي در افراد 7- توسعه سيستم مديريت زمان و كاهش استرس بصورت روانشناختي 8- افراد ياد مي گيرند كه چگونه تصميم گيري نمايند و عادت هايي را كه منجر به موفقيت مي شود در خودشان به وجود مي آورند 9- يادگيري خود ارزيابي و خود مربي گري.

يكي از نتايج اصلي فرآيند خود مديريتي حفظ استقلال و آزادي هاي فردي است به عنوان مثال يكي از صاحبان صنايع كه از سيستم خود مديريتي در سازمان خود استفاده مي كند مي گويد من از مديران خودم لذت مي برم. آنها همديگر را تحريك مي كنند داراي تفكر مثبت مي باشند افرادي هستند كه آزادي هاي فردي خود را حفظ مي كنند كاركنان از آينده خود نگران نيستند و ما به انواع چنين كاركنان نيازمنديم و بايد آنها را داشته باشيم.

 

|+| نوشته شده توسط فرناز نعمتی هوشیار در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390  |
 
 
بالا